جلال مصطفوى كاشانى

41

نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى )

ضمنا بايد دانست كه اين عصب در مسير نزولى خود بعروق و شرائينى برخورد مىكند كه بعضى از آنها مستقيم و بعضى مورب هستند ولى هيچ‌كدام از آنها براى اتكاء عصب مزبور صلاحيت ندارند زيرا اين عصب براى برگشتن به طرف بالا نمىتواند به چيزى كه مستقيم و قائم است بپيچد و نيز اتكاء آن به چيزى

--> ( بقيه از حاشيه صفحهء قبل ) يعنى ذكر علل مراجعت آن به طرف بالا و طولانى شدن راه و قائل شدن بازدياد قوت و صلابت عصب براى جبران دورى از مبداء كاملا بيفايده و بى مورد بظر مىرسد ولى غرض از ذكر اين مطلب در اينجا اينست كه معلوم شود قدما علاوه بر اينكه در تشريح بدن انسان دقيق بوده‌اند در توجيح و تفسير نكات دقيقه نيز غفلت نداشته و در هر نقطه از بدن نظير چنين بحثى را نموده‌اند و اكثر توجيحات آنها درعين‌حال كه مطابق واقع و حقيقت است از عذوبت و شيرينى بيان نيز خالى نيست مثلا جرجانى در ذخيرهء خوارزمشاهى در فصل ستون فقرات وقتىكه از مهره‌هاى گردن ( Vertebres cervicaux ) بحث مىكند مىنويسد : « چون بيشتر منفعت گردن اندر حركتهاى او بود بندوگشاد ( بندوگشاد به معناى مفصل است ) مهره‌هاى او بدان محكمى نيست كه بندوگشاد ديگر مهره‌ها تا همهء حركتهاى او به آسانى باشد » و در تشريح عضلات كردن مىنويسد : « ببايد دانست كه بندوگشاد سر با گردن و بندوگشاد پنج مهره از مهره‌هاى گردن كه متحرك است به دو چيز حاجت بود و هر دو ضد يكديگرند : يكى زيادت احتياط اندر استوارى گردن و دوم سستى اين بندوگشادها . ( بقيه در حاشيه صفحهء بعد )